لقمه عراق و و ضعيت بوجود آمده در منطقه شرايطي را بوجود آورده است كه از يكسو در گلوي امريكا و همپيمانانش گير كرده و فرو بردن آن با مشكل دچار شده است و هم از سوي ديگر حاكمان ايران را در اين مورد دچار مشكلات بيشتري كرده است ، جمهوري اسلامي كه براي پيشبرد برنامه اش از ريخته شدن خون مردم بدبخت در هركجا كه باشد ابايي ندارد.
ايران سالهاي سال از محمد باقر صدر و همين شاهرودي ايراني شده خودمان حمايت كرد و ميليونها دلار اموال مردم و پول نفت را خرج آنها كرد تا نيروهاي جايگزين پس از صدام را مهره چيني كند اما امروز هيچ نامي از مجلس اعلا و عواملش نيست و اصولا آنها عددي نيستند كه مثلا مردم عراق به آنها راي بدهند و يا خواهان آنها باشند .
در اين اوضاع كشت و كشتار در عراق كه يكي زندانيان را شكنجه قرون وسطايي مي كند و ديگري از آن بدتر بي هيچ شكي در عملكرد خود جلوي دوربين سر مي برد، ايران هم به حشيش مقتدا صدر متشبث شده است تا باصطلاح مو قعيت استراتژيك خود را در منطقه حفظ كند و اين هم جز ادامه كشت و كشتار مردم صدام زده نداشته است .
مشكل مردم عراق اينست كه امروز ائتلافي از ابر قدرت و ساهي لشكر او ونيز تعدادي خورده قدرتهاي منطقه اي كه براي پيشبرد برنامه خود از نام اسلام هم بهره مي جويند دنبال قدرت هستند و مردم عراق بايد جور همه را با آوارگي و احساس عدم امنيت بكشند. اگر اين قدرت هاي خورده پا كلاه خود را قاضي مي كردند تا امريكا هر غلطي مي كرد يك امنيت نسبي بوجود مي آورد مردم عراق هم فرصت مي كردند نعمت امنيت را در وجود خود حس كنند.
كاري كه د رافغانستان شد و الان يك دولت هر چند كم دست و پا سركار است و همه دولتها با او حرف ميزنند - حتي جمهوري اسلامي - و مردم هم در شرايطي هستند كه ظاهرا رو به پيشرفت است