باز هم بهم ريختگي در جمهوري اسلامي
صدا و سيماي جمهوري اسلامي در حمايت از صدام تبليغات عجيبي به راه انداخت و به اتفاق همه حاكمان نظام سعي كرد وانمود كند امريكا نمي تواند صدام را بردارد و اين جنگ به ويتنام ديگري تبديل خواهد اما ديديم كه صدام برداشته شد و البته با كمترين هزينه امريكا در حال برنامه ريزي است تا نظامي طرفدار خودش را در عراق مستقر كند .
فراموش نشود كه امريكا به اين منطقه آمده تا هركسي كه به قوانين بين المللي توجه نكند را از دور خارج كند ، موقعيت امن براي اسراييل ايجاد كند، فلسطيني ها را آرام سازد و با استقرار در تركيه ، عراق ، عربستان ، كويت ، قطر ، پاكستان ، افغانستان و ازبكستان بطور رسمي و در تعداد ديگري از كشورهاي منطقه بطور غير رسمي حلقه محاصره و كنترل ايران را كامل كند و در نهايت تامين نفت براي خودش و اسراييل را تضمين نمايد .
حال با اين شرايط فعاليت هاي خبري در جمهوري اسلامي دچار نوعي تنش خاصي شده است . صدا و سيما پرشتاب سياست هاي خودش را دنبال ميكند و تاكيد دارد كه مردم عراق فقط حكومت اسلامي را ميخواهند . هيات حاكمه ايران در تلاش است با “پيغام و پسغام “ و بخشنامه هاي اداري سانسور كاملي را براي انتقال اطلاعات ايجاد كند ، مثلا لشكر بدر هم نبايد در خبرهاي ايران مطرح شود . هيچ خبري كه نشانگر كنترل اوضاع توسط امريكاست نبايد نقل شود، برعكس ذلت و خواري نيروهاي امريكايي در عراق بايد خيلي زياد مطرح شود و نامي از نيروهاي حزب الله در هيچ جا برده نشود ، حتي اگر المستقبل طنز هم چاپ كند - مثل طنزي كه در مورد بركناري سيد حسن نصرالله چاپ كرده بود - و شبكه هاي بين المللي هم آن را نقل كنند در ايران نبايد مطرح شود . و خلاصه چهارچشمي مرا قبند تا آن چيزي كه فكر مي كنند فقط مطرح شود ولو هيچگاه قابل عمل نباشد.
براي من كه اين سوال مطرح است چرا مردم دروغهاي پي در پي حاكمان جمهوري اسلامي را مي بيند و مي شنوند اما عبرت نميگيرند و بد ريخت ترين شكل آن اينست كه خانواده هاي شهدا در همانروزي كه استخوانهاي برگشته از عراق را تشييع و دفن مي كنند به پاي صندوقهاي كمك به مردم عراق مي روند و كمك مي كنند . درحاليكه گرسنگان زيادي در نزديكي آنها زندگي مي كنند.
همين چند سال پيش به بهانه هايي مثل اينكه “متجاوز بايد سرجايش نشانده شود- راه عتبات عالي بايد براي هميشه باز شود - راه قدس از كربلا مي گذرد و ... 7 سال از جنگ 8 ساله را ادامه دادند و خسارتهاي مادي و معنوي سنگيني را به مردم تحميل كردند و البته هيچيك از شعارها جامه عمل نپوشيد و حتي غرامت جنگ هم فراموش شد تا صدام رفت .
سالها كمك به سازمانهاي مبارز كه امريكاييان آن را “حمايت از تروريسم“ ناميدند انجام شد پول حاصل از فروش نفت كه بايد صرف هزاران مشكل كشور مي شد به دهها جا ارسال شد و البته هيچ نتيجه اي در بر نداشت وحتي طالبان بوجود آمد و تعدادي از ايرانيها را كشت اما به مقداري عزاداري بسنده شد و هيچ نتيجه اي حاصل نشد تا اينكه امريكا آمد و طالبان را برداشت و زندگي در افغانستان تحت سرپرستي امريكا جاري شد وهمه امور بر پايه عقل و منطق قرار گرفت . اما حاكمان ايران از همان اول اصرار داشتند كه جنگ در افغانستان طولاني خواهد شد و ويتنام تكرار خواهد شد. و مطالب زياد ديگري كه فقط ايجاد سردرد مي كند.
حالا هم بجاي اينكه دنبال مطالبات گذشته از عراق باشند ، غرامت جنگ 20 روزه امريكا عليه عراق را از نيروهاي امريكايي و انگليسي طلب كنند - كه خسارات زيادي را دركشور داشت - با شعارهايي بي محتوا سر ما ملت را گرم كرده اند . خدا عافبت ما را بخير كند!