كشور عجيب ما (2)
اوضاع و احوا ل كشور ما و اداره جامعه شكل جالبي دارد بخصوص اينكه همه سعي مي كنند يا وانمود مي كنند كه زير علم اسلام و دستورات ديني سينه مي زنند و مدعي اند عينا همان كاري را انجام مي دهند كه از شايسته ها و برجسته ها ي ديني و عقلاي عالم نقل شده است , اما در اين كشور تكبر در بين مقامات از بخشدار تا هرجه بالاتر برويم بيشتر مي شود و اين امر انقدر روشن و بديهي است كه نياز به ذكر نمونه ندارد , تفرقه بين مردم به قدري شديد است كه فراوان به نماينده هاي انها اهانت مي شود , مصوبات انها را بي ارزش مي كنند و ,,, ولي صدا از كسي در نمي ايد, نيروهاي فعال در تمام زمينه ها مورد تهديد هستند و انكه عيان است اينكه هركسي در هر حرفه اي طرحي نو دراندازد جاي او با تهديد و ارعاب و بالاخره زندان است, و اخر اينكه منافع , زندكي مرفه , بهره مندي اجتماعي و ,,, در اختيار مجموعه اي اندك است كه به اقازاده معروف شده اند ,
اين مجموعه خصوصيات خيلي جالب است نه ؟,
از زاويه اي متفاوت, فرار مغزها موضوعي است كه از افتاب روشنتر است , خروج سرمايه هاي شخصي و انباشت سرمايه هاي ايران در شيخ نشين هاي سابق و كشورهاي امروز امارهاي وحشتناكي دارد , نفت اين عظيم ترين سرمايه مملكت به ارزانترين قيمت مي رود و هزينه هاي جاري و مختصري عمراني را در حد رفع تكليف هم كفاف نمي دهد , مردم با مشكلات زيادي مواجه هستند, عدم امنيت شغلي , اجتماعي , اقتصادي و ,,, بيداد مي كند ,
حالا به سخنرانيها , شعارها و كلاه سر مردم و بقيه نهادن ها توجه كنيد ببينيد اختلاف بين واقعيت و شعار از كجا تا به كجاست !