::: safa :::






توضيحات خود را اينجا بنويسيد ...

Thursday, September 26, 2002

شاه ‘مرد
يك حكايت حاكيست كه فردي در خيابان فرياد مي زد ،‌ شاه مرده و مردم را تشويق و ترغيب مي كرد كه عزاداري كنند ، مغازه ها ببندند و ... اين فرد را دستگير و نزد شاه حاضر كردند. شاه پرسيد: چه كسي به تو گفت شاه مرده؟ پاسخ داد: هيچكس من خودم فهميدم شاه مرده و كسي بالاي سر نيست. شاه پرسيد: از كجا فهميدي؟ مرد گفت:‌ از اينجا فهميدم كه به ما خيلي ظلم مي شود، ‌گراني بيداد مي كند، باج و رشوه همه شئون اين مملكت را گرفته ،‌ قضات بي عدالت شده اند و تبعيض روا مي دارند، عده اي به سختي زندگي مي كنند و راه به جايي ندارند ،‌ هركس بضاعتي علمي يا مالي دارد اهل بيت را برداشته و از اين ديار رخت برمي بندد، نميدانم از كجا بگويم كمتر جايي مي بينم كه اداره امور آن بر اساس خدمت به خلق الله تفريف شده باشد و به عناوين مختلف اين مخلوق به شقوق مختلف تقسيم و هر شق با وابستگي به يكي از عوامل شما از مقدورات مملكت استفاده مي كنند و سر يك عده اي هم به بهانه هاي مختلف از جمله اينكه فاميلي يا آشيايي ندارند كه سفارش آنها را بكند بي كلاه مانده است از اين جا فهميدم كه شاه مرده و كسي بالاي سر نيست !
اين مرد افزوده بود: « البته يك پيشگو گفته است كه حدود 120 تا 150 سال آينده اسم آن رانت خواري و يك سري كلماتي كه من معني آنرا نفهميدم مي شود »؟
البته برآقا كه مخفف همان اكبرآقاي خودمان است پس از شرح مفصلي براين حكايت يك بيت شعر از خيام را خواند و يادآوري كرد كه:
منت بكن و فريضه حق بگزار وآن لقمه كه داري زكسان باز مدار .







Thursday, September 19, 2002

حمايت هاي سران ايران از يك جاني به نام صدام
در اين اوضاع كه حمله امريكا به عراق جدي است و انشاء الله مي رود تا منطقه را از اين جاني كثيف پاك كند ، بلكه امريكا تقاص خون عزيزاني كه دولت نظامي عراق مسئول آنست را بگيرد - همانطور كه در كابل انجام داد و دل خانواده هاي قربانيان وزارت خارجه و خبرنگار ايرنا را در سفارت سابق ايران در كابل شاد كرد - سران حكومتي ايران پا را در يك كفش كرده اند و هرگونه حمله به عراق را محكوم مي كنند .
لازم است اشاره اي به رييس جمهوري دائمي عراق داشته باشم بعد بحث را ادامه دهم :‌ صدام به تاييد سازمان ملل عامل آغاز جنگ عليه ايران بود و سبب شد كه صدها هزار تن از مغزهاي جوان اين كشور از بين بروند ، شيميايي شوند و بعد از سالها درد و رنج، در سكوت و پس از انجام آزمايشهاي آلمانها بميرند ، سالهاي دراز در زندانهاي عراق اسير باشند و بگذريم كه چه بر آنها گذشت ،‌ عزيزاني را اسير بستر كرد و آنها سالهاست كه با درد و رنجي دست و پنجه نرم مي كنند كه ما فقط پس از يك دندان درد براي ساعتي يك هزارم درد آنها را هم درك نمي كنيم و در مجموع باعث شد 60 ميليون نفر باقيمانده مردم ايران عزادار شوند . صدام كسي است كه به مردم خودش هم رحم نكرد و آنها را هم شيميايي كرد !
او بارها در طول رهبري رذالت بارش بر مردم عراق حتي از كشتن نزديكان حكومتي و فاميلي خودش هم ابايي نداشته است .
اما با كمال تاسف، اين جاني كه حكومتيانش طي همين يكماه گذشته هم نيش هاي زهرداري به ايران زدند پاسخهاي خيلي نرمي از سوي مقامهاي وزارت امور خارجه دريافت كرد و همچنان مورد حمايت ايران است !
من فكر مي كنم اين به خاطر اينست كه در حال حاضر امريكا با سوء استفاده از سرسختي هاي بي مزه حاكمان ايران در يك حركت حساب شده دور تا دور ايران استقرار يافته و اگر دولت حامي خودش را در عراق نيز مستقركند دايره محاصره جغرافيايي ايران را كامل كرده است و به قولي بر نفت منطقه تسلط نسبتا كامل خواهد يافت و در آنموقع از ايران كاري جز اطاعت بر نمي آيد . متقابلا ايران بجاي تدبير و حفظ منافع ملي و انجام حركتي به نفع حال و آينده مردم ايران فقط بر طبل مخالفت با امريكا مي دمد كه معلوم نيست اين شعارها تا به حال چه براي مردم ايران به ارمغان آورده است .
آخرين ضرري كه ديروز حداقل روي كاغذ به مردم ايران تحميل شد همين امضاي خط لوله باكو - جيحان و عبور نفت آسياي ميانه از خزر بود كه اميدوارم اجرا نشود و مردم ايران بتوانند روزگاري از حق طبيعي خودشان كه در مسير افتصادي ترين راه صدور نفت آسياي ميانه به ساير نقاط جهان قرار گرفته اند، استفاده كنند.
ايران براي حفظ آن شعارهاي تهي هيچ راه ديگري بجز حمايت از صدام و اين محتضر كه دستانش به خون ميليونها تن از مردم عراق ،‌ايران و ساير كشورهاي جهان آلوده است ندارد ،‌ شايد بتواند چند صباحي ديگر به اين شعارها ادامه دهد و اقليتي از مردم را بفريبد كه ايران به شعارهاي ضد امريكايي پايبند مانده و....
از نظرات دوستان استفاده خواهم كرد و حتما به اصلاح افكارم مي پردازم .

Wednesday, September 04, 2002

تحميل به مردم
متاسفانه در ايران بعد از انقلاب به شدت مد شده است كه افرادي خودشان را به نحوي به مردم تحميل كنند و با استفاده از رانتها و پولهايي كه با حساب! و از محل و مرجع به تعبير خودشان بيت المال به جيب زده اند برخي مطالب را به خورد مردم بدهند كه جاي تاسف دارد .
سرتان را درد نيارم اخيرا سفير جديد ايران در چين با استفاده از شاهراه اطلاع رساني اينترنت اطلاعاتي از خودش را منتشر كرده است كه هركسي بخواند فكر مي كند اين عجب آدم رحمان و رحيم و عجب آدم درس خوان و عجب آدم علمي و... است در صفحه اول سايت او مي خوانيم :‌
من فريدون وردي نژاد تبعه ايران وداراي تحصيلات دکتري هستم .از آنجايي که در دنياي امروز تبادل اطلاعات وارتباطات فرهنگي ضرورتي حتمي وقطعي است ومن نيز به انتشار شفاف اخبار واطلاعات اعتقاد دارم،اطلاعات مربوط به زندگي شخصي و گذشته تحصيلي واجرايي خود را دراين مجموعه قرار داده ام تا قادر شوم براي رشد خود وکسب دانش بيشتر وبهره مندي از ديدگاهاي ديگران به تبادل نظر بپردازم.
مي گويد : من فريدون وردي نژاد هستم كه معلوم نيست راست بگويد چون ممكن است مثل اسامي قبلي ايشان اين هم مستعار باشد - خدا عالم است .
مي گويد :‌ داراي تحصيلات دكترا هستم اما من عرض ميكنم ايشان در خبرگزاري جمهوري اسلامي كه به اتفاق همه دوستانشان از سپاه پاسداران - سپاه قدس و ساير جاهايي از اين دست وارد شدند با استفاده از امكانات اين سازمان كه متعلق به كاركنان اين سازمان بود بورسيه ها را بين خود ودوستان تقسيم كردند و مدارج دانشگاهي را يكي پس از ديگري طي كردند . كدام استاد دانشگاه كه او هم با استفاده از امكانات اين آقا به دانشكده خبر خبرگزاري دست مي يافت و به ممر درامدي مي رسيد مي توانست به مدير عامل خبرگزاري نمره ندهد ؟ كدام استاد دانشگاه بود كه مي توانست از امكانات اين آقا در روزنامه هاي تحت پوشش اين آقا به عناوين مختلف مطرح شود مصاحبه كند البته با عكس و ... و به رييس خبرگزاري و مجموعه فرهنگي ايران نمره ندهد ؟ خلاصه اينكه رشته مديريت در دانشكده مديريت بدون حضور مرتب در كلاس درس و با پول سرشار نفت - دكترا گرفتن هم دارد . هرچند كه در اين روزها فراوان افرادي را ميشناسيد كه به همين ترتيب و با استفاده از پولهاي همه مردم وارد دانشگاهها شدند و مانع ورود بچه هاي مردم به سطوح عالي تحصيلي شده اند .
نياز به گفتن ندارد كه چه نازنين مغزهايي از همين آب و خاك به دليل نداشتن امكان پرداخت هزينه هاي ميليوني دانشگاههاي آزاد و پيام نور و شبانه سوخته اند و چه بسيار پدراني كه به خاطر سالم زندگي كردن و نداشتن پولهاي بادآورده خجالت اهل وعيال وبويژه فرزندان فهيم و داناي خود را كشيده اند .
مي گويد :‌ من به انتشار اطلاعات شفاف اعتقاد دارم ! مي گويم كه اگر اينطور است بگوييد كه در ماموريت هاي خارج از كشور قبل از ورود به خبرگزاري چه كرده ايد و چه بر سر مردم بي گناه آورده ايد كه فقط گناه آنها اين بود كه شما را قبول نداشتند و مي خواستند دور از جنجالهاي سياسي زندگي كنند . چرا هيچ نامي از آن دوران نمي بريد دوراني كه اگر در مسير زندگي شما قرار نميگرفت شايد مجبور نميشدند كه پستهايي به شما بدهند كه دهان شما را ببندند و در خبرگزاري به شما اجازه دهند به مقدار كافي دلار پس انداز كنيد.
خوب فعلا بس است براي پرداختن به اين نوع مسايل هم حرف زياد است و هم اگر عمري باقي بود- وقت !

گفتم، گفت ...
... اين گروه (انجمن حجتيه) در ظاهر به امام زمان (عج) ابراز علاقه شديد مي‌كنند امّا اصل مترقي انتظار را كه براي سازندگي و آزادگي شيعه است، طوري ترسيم مي‌كنند كه گويي بايد در انتظار بود و اقدامي انجام نداد تا امام زمان (عج) ظهور و همه مشكلات را حل كند و حتّي معتقدند بايد فساد بيشتر شود تا در فرج ايشان تسريع شود. (به نقل از دبير مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم، آيت الله موسوي تبريزي، روزنامه مردم سالاري 5/6/81)
گفت: حجتيه‌اي‌ها فساد مي‌كنند تا امام زمان بيايد.
گفتم: البته اين درست است كه ما فساد مي‌كنيم. قبلاً هم 25 سال پيش فرموده بودند همين را. امّا حالا ...
گفت: حالا چي؟ يعني نظرت عوض شده؟
گفتم: نه، بالاخره همان حجتيه‌اي هستيم ...
گفت: پس چه مرگت شده؟
گفتم: هر چي دنبال فساد ميگردم كه بكنم، پيدا نمي‌شه!
گفت: چرند نگو. اين مملكت پر شده از فساد.
گفتم: زبانت را گاز بگير مرتيكه! فساد چيه؟ توي اين مملكت امام زمان؟
گفت: حالا كه چي؟
گفتم: خواستم برا ظهور آقا برم دنبال رقص و موسيقي و دانس و عشق و حال، ديدم همه‌اش حلال شده و ديگر فساد نيست.
گفت: كي گفته؟
گفتم: آقاي صانعي و آقاي معرفت
گفت: خوب، برو خانوم بازي.
گفتم: بازي با آن عفيفه‌هاي محترمه كه به فرشته‌هاي بهشتي گفته‌اند زكي، فساد نيست كه.
گفت چطور مگه؟
گفتم: بحول و قوه الهي و لطف آيت اللهي، «ولو به اشاره»، عفيفه محترمه حكم زن حلال پيدا مي‌مند و باقي قضايا.
گفت: خوب، جان بكن يك راه ديگر پيدا كن.
گفتم: قبلاً ربا و هيزي و زنا و غنا و ... فساد بود كه حالا همه‌اش صلاح شده. نه عيبي دارد و نه ايرادي، آقايان هم همه‌اش را مي‌گيرند و مي‌كنند.
گفت: حالا دست روي دست نگذار. فسادي، گناهي، چيزي بالاخره هست كه بكني. وگرنه آقا نمي‌آد ها!
گفتم: دستم به دامنت. تو يك راهي نشان بده.
گفت: هنوز زنا با ننه و لواط با پدربزرگ حلال نشده. بگيرش تا درنرفته.
گفتم: داره حالم به هم مي‌خوره ...
گفت: خانه‌دار و بچه‌دار، زنبيل رو وردار بيار ... (مثل سبزي‌ فروشها داد مي‌زند)
گفتم: حضرت آقا، قباحت داره، اين جور داد نزنيد.
گفت: از ما گذشته بچه‌ جان. خداوند متعال انشاء الله با انوار قدسيه‌اش مرحمتي مي‌فرمايد و با نظر لطفش ما را ... (مثل آخوندهاي قديمي حرف مي‌زند).
گفتم: پس حالا كه جناب عالي جِفّت خانه (خانه عفاف) را اداره مي‌فرماييدو به زودي دانسينگ‌ها (خانه رقاص) را افتتاح خواهيد فرمود، بعونه تعالي، و تعجيل در فرج را به تأخير مي‌اندازيد، من رفتم كه رفتم ... بي وفا.
گفت: كجا به اين زودي؟
گفتم: مي‌روم خانه عفاف سالمندان ، با شركت پدربزرگها و مادربزرگها راه بندازم، تا بلكه گناهي كرده باشم و ...
گفت: دهن كثيفت رو ببند، نادان.
گفتم: دهنم رو مي‌بندم امّا براي مبارزه با شما خانه عفاف سالمندان را باز مي‌كنم. (و شروع كردم به هوار كردن: ننه‌دار و بابادار، زنبيل رو وردار بيار ...)
گفت: بگيريدش اين گنهكار را، فتنه است ...
... و گرفتندم.
نتيجه اجرايي: چون كار ديگري نمانده كه حجتيه‌ايها بكنند، احتمالاً مثل همان وزارتخانه‌ها و نهادهايي كه در آنها نفوذ كرده‌اند، در خانه‌هاي سالمندان هم نفوذ مي‌كنند و كارت دعوت براي فرزندان آنها مي‌فرستند.
نتيجه فوق اجرايي: از آنجا كه آقايان به شدت مخالف حجتيه‌ايها هستند، نفوذيها را شناسايي و اخراجشان مي‌كنند و خودشان عهده‌دار تأسيس و توسعه خانه‌هاي عفاف سالمندان مي‌شوند.
... و خدا ميداند كه حجتيه‌ايهاي دربه‌در، بعد از آن به كدام در مي‌زنند.


[Powered by Blogger]   

فرستادن نظرات

Dar Astane bolough / PARSEEK
link